تبليغاتX
کانون ایرانیان مقیم ترکمنستان

کانون ایرانیان مقیم ترکمنستان

اولین تشکل غیردولتی ایرانیان در ترکمنستان

یاد و خاطره مختومقلی فراغی شاعر بزرگ ترکمن گرامی باد

زندگينامه شاعر
مختومقلي فراغي در ((حاجي قوشان)) شرق گنبد قابوس و به قولي در (( گينگ جاي )) غرب مراوه تپه به سال 1146/1733 م ديده به جهان گشود . سيدعلي ميرنيا در كتاب ايلات و طوايف درگز تولد و ماواي او را درگز مي داند و به قول خود شاعر كه مي گويد ((يورديم اتك آديم مختومقلي )) استفاده مي كند.
پدرش نام وي را به دليل پيمان برادري كه با شخصي به نام « سليم مختوم » بسته بود «مختومقلي» به معناي «غلام مختوم» گذاشت.
وي سومين از شش فرزندي بود كه از خداوند به دولت محمد آزادي و همسرش «اورازگل» ارزاني مي دارد. پدرش نخستين معلم فرزند خويش است .
مختومقلي از نه سالگي به سرودن شعر مي پردازد و اشعاري در قالب مسمط مربع مناسب كاربرد بخشيان مي سرايد. «نيازصالح» دومين معلم اوست . بعد در مدارس « ادريس بابا » روستاي «قيزيل آياق» مدرسه «گوكل تاش» بخارا خوشه چيني از خرمن معرفت را ادامه مي دهد. سپس با «نوري كاظم بن ماهر » از تركمنان سوريه مأنوس و رفيق مي شود و با او در شهرها و بلاد مختلف چون افغانستان ، هندوستان و ازبكستان سير و سياحت مي كند. آن دو با سفارش مدرسين مدرسه خواجه احمد يسوي به مدرسه شيرغازي در خيوه مي روند. مختومقلي در اين مدرسه به تحصيل علوم ديني پرداخته و به سه زبان تركي ، فارسي و عربي تسلط داشت. تخلص وي فراغي است اما غالبا در پايان بند آخر اشعارش نام خود « مختومقلي » را مي آورد.
وي از شعراي صوفي و در عين حال رئاليست بود. در شعر تركمني قوشغي (دوبيتي) را وارد نمود. در گذشته بعضي از صاحب نظران و عالمان ما از ازدواج بيوه عبدالله با مختومقلي را تاييد مي نمودند و با اين كار اشتباه و سهل انگاري روا داشتند. عبدالله برادر بزرگ وي بوده است كه با دعوت احمد شاه دراني كه مي خواست بين تركمن و افغان يك اتحاد و همبستگي نظامي تشكيل دهد به نيابت از طرف قوم گوكلان همراه با ديگر سفيران جهت گفتگو و تصميم گيري رهسپار افغانستان شد. عبدالله در راه افغانستان مفقودالاثر مي شود. پس از 9 سال از اين واقعه يعني در سال 65-1764 در سنين 32-31 سالگي مختومقلي شاعر به ياد برادر مرثيه زير را مي سرايد :
نه سال است كه رفته اي ، كجا مأوي گزيده اي برادرعبدالله ، آيا انسان رفته بازنخواهد گشت ، كجا مأوي گزيده اي برادر عبدالله ، رو به كوه ، خبر از تو گرفتم ، گنگ گشته است و رنج تو را نمي گويد، چه تحملي در توست دور از پدر و مادر ، كجا مأوي گزيده اي برادر عبدالله و …

شعر فوق گم شدن برادر بزرگتر مختومقلي (عبدالله) وچشم به راه بودن وي را بيان مي كند. پس عبدالله مفقودالاثر شده بود و طبق شريعت اسلام هيچ كس حق ندارد با زناني كه شوهرشان مفقودالاثر شده است ازدواج نمايند. كتاب فقهي مختصر الوقايه در اين باره چنين بيان مي دارد : «همسرشخص مفقودالاثر نمي تواند به نكاح ديگري درآيد و اموال وي ماترك محسوب نمي شود تا 90 سال حكم برآنست كه شخص مفقود شده زنده است و پس از آن مي توان وي را مرده انگاشت و اموالش را بين وراث تقسيم كرد.»
پدر مختومقلي فراغي (دولت محمد آزادي ) يكي از علما و دانشمندان زمان خويش و مولف كتاب « وعظ آزاد » و همچنين امام بزرگترين مسجد گوكلان ها بوده است و با اين اوصاف وي شخصيتي ديني است. مختومقلي فراغي نيز يكي از علما و عرفاي بزرگ وقت خويش بوده است. عموماً در اين باره كه شخصيتي ديني مانند دولت محمد آزادي و فرزند وي مختومقلي فراغي به قوانين فقهي آگاهي داشته اند ، شكي نيست. و با توجه بدان ، ازدواج همسر عبدالله با مختومقلي هيچگونه پايه و اساسي ندارد و اين تهمتي است كه نظام توتاليتر شوروي سابق با زور و اجبار به مختومقلي روا داشته است.
شاعر به دختري بنام منگلي عاشق بوده است و با آن نيز ازدواج كرده است. وقتي كه شاعر در جايي از اشعارش مي گويد :« نامش منگلي است از تبار گوكلان ، آه از آن يار دوست داشتني جداگشتم.» ازدواج نكردن وي را با «منگلي » به اثبات نمي رساند. مختومقلي حقيقتاً با منگلي ازدواج كرده است. بعد منگلي از اين دنيا چشم فروبسته است، جدايي دردناك براي شاعر بدينگونه بوده است. چه بسادر فرهنگ تركمن و آيين شريعت ، نگاه گناه آلود به ناموس ديگران گناهي نابخشودني است ! در دين اسلام اعتقاد به خدا ، رسول خدا ، كتاب هاي آسماني از بديهيات امر است. و براي ما جاي هيچ شبهه اي نيست كه حضرت مختومقلي نيز معتقد بدان ها بوده است وچه بسا اين اعتقاد آگاهانه و عالمانه بوده است . اين اوصاف ما را به اين نتيجه ميرساند كه مختومقلي هرگز نگاهي گناه آلود به ناموس مردم نيفكنده و جايگاه و شخصيت وي منزه و ارجمند است و غير از اين نيز نمي تواند باشد.
اگر منگلي دختري بوده است و بدان گونه كه در فيلم هاي سينمايي به تصوير كشيده شده ، در كنار رود سومبار با مختومقلي ملاقات مي كرده است ، قوانين قومي دهشتناك آن روز آن دو را با مجازات مرگ محكوم مي كرد ، مرگي پست و شرم آور و بنا به شواهد متقن مختومقلي شخصي لاابالي و هرزه نبوده است. او صاحب حميت و مردانگي بوده است. چنانچه مي فرمايد :
دييرفراغي، مردمنم، اشكار ايلگه مردليگيم ديير گيتمز قاش لار ميدان ، دگن ناميس عاريما !
با توجه به آنچه گفته شد ، به اين نتيجه مي رسيم كه مختومقلي حقيقتا با منگلي ازدواج نموده و اشعار موردبحث را در دوران زندگي مشترك سروده است… . منگلي بدون شك به عقد مختومقلي درآمده است. فراغي چنين سروده است :
آغلاپ منگلي خانيم قالدي …
اورولدي هجران خنجري
ظالم فلك قهبه فلك !
چرخ جان لار قيلدينگ هلاك
لاله زمين ، آسمان ، ملك
واخ ماه تابانيم قالدي !
مختومقلي قره يوزينگ
دينگه مزلر زارين سوزونگ
زبيدام ، ياشلاسن گوزونگ
خريد سيز دوكانيم قالدي
شاعر در ابيات بالا با گفتن «ظالم فلك قهبه فلك / چرخ جان لاري قيلدينگ هلاك» از دست فلك مي نالد و خطاب بدان مي گويد جان هاي بسياري را هلاك كردي ، منگلي از اين جهان درگذشته است وبدين جهت ازخواهر خويش مي طلبد كه در سوگ منگلي اشك بريزد.
عبدالله برادر شاعر هنگامي مفقودالاثر شد كه مختومقلي 23 ساله بود و نه سال بعد در سن 32 سالگي شاعر به ياد برادر مرثيه كجا مأوا گزيده اي برادر عبدالله را مي سرايد . و بنا به فرهنگ آن زمان مختومقلي نمي تواند تا آن سن مجرد باقي مانده باشد و پدرش دولت محمد آزادي چنين اجازه اي نخواهد داد. شعري از مختومقلي فراغي وجود دارد كه گواهي مي دهد وي در سن 17 سالگي ادواج كرده و در بيست سالگي همسرش را از دست داده است :
اون يديه يتمده عشقينگ اويونه گيرديم
آلديم بير نازنيني ، ذوق ايله صفا سوردوم
ييگريمه يتمده فلك جبريني گوردوم
اجل آلدي ياريمي ، فلك غمخانه گلدي.
پرفسور دكتر محمت ساراي مي نويسد : « مختومقلي با ديگر گوكلانها دوبار به اسارت ايرانيها درآمد ، و شاهد تهاجم ويرانگر نادرشاه ، كه خودش هم تركمن بود به كشورش شد. بنابراين بيرحمي نادرشاه را در شعر خود بنام فتاح محكوم كرد و موردانتقاد قرار داد:
توقتل و غارت به اين سرزمين آوردي بجاي عدالت ، ضربه بر چشمان ما مي زني
بيگناهان را به چهل ضربه شلاق محكوم ميكني مارا غرق سيلاب خون ميكني ، فتاح !
مردم تركمن از جور تو اشك مي ريزند دره غمناك من از خون مردم سرخ فام شده
سرها بلند خواهد شد ، اما تخت تو كو ؟ اثري از آن باقي نخواهد ماند فتاح !
از جمله رؤياهاي مختومقلي بود كه تركمنها را مردمي متحد و يكپارچه ببيند. در اين باره مي نويسد :
ملت متحد بسان لاله مي شكفد يموت ، تكه ، يازير و گوكلان در يك خط پيش مي روند.
دوران شاعر گرانقدر تركمن ، دوران پرآشوبي بود ، … جنگ بين خانهاي مختلف ]تركمن[ اوضاع اجتماعي را بسيار پريشان ساخته بود جنگهاي داخلي نيز مزيد بر علت بود از اين جهت بود كه در سراسر اشعار مختومقلي وحدت قومي ، شجاعت و پايمردي در مقابل ظالمان نمايان است.
او از تركمنها مصرانه مي خواست كه يكپارچه و متحد شوند ، چون اين تنها راهي بود كه مي توانستند در برابر دشمنان تركمنستان مقاومت كنند. او مي نويسد :
اگر تركمنها تصميم قاطع بگيرند درياي قلزم و رود نيل را خشك مي كنند
تكه ، يموت ، گوكلان ، و ايل علي همه اين پنج ايل بايد يك خانواده شود !
در جاي ديگر مي گويد :« يموت ، گوكلان اگر متحد شوند و قشون بكشند، صحرا پر از آنان مي شود و اگر تكه ها و سالورها هم از شرق بيايد حتي دره ها هم پر مي شود .» محل فوت مختومقلي در چشمه آباساري نزديك مراوه تپه است و مقبره اين شاعر گرانمايه در شمال گنبد كاوس محلي به نام «آق توقاي» قرار دارد.
درباره حضرت مختومقلي فراغي بسياري از نويسندگان مطالب بسياري نوشته اند. وامبري مي گويد :« اوتركمني بوده از اهل گوكلان كه مقام قدوسي داشته ]است[ . درآن تاريخ جنگ داخلي بين يموت وگوكلان بيدادمي كرد … روح بافتوت آن شاعر نتوانسته بود منظره آن جنگهاي برادركش را ببيند » وامبري باز در مورد اشعار وي مي نويسد : « مجموعة اشعار مخدومقلي داراي جنبه خاصي است بدين معني كه : اولاً نمونه كاملي از لهجه خالص تركمني را بدست ميدهد. ثانياً در نوشته هايش يك قاعده و نظم محكمي وجود دارد كه در ساير محصولات ادبي شرق بندرت ديده مي شود مخصوصا وقتي راجع به پرورش اسب يا طرز استعمال اسلحه يا فنون جنگي «الامان» صحبت مي كند» .
الكساندر شودزكو مي نويسد : « مخدومقلي هنگام مرگ همچون قديسين، محبوب بود . وي از محبوبترين شعراي خراسان و تركمن است . اشعار قليلي كه از او بجاي مانده ، نشانه ايست ازخلاقيت آن ابرمرد. دراينجا بايست به يكي ازويژگيهاي اشعارش اشاره كرد وآن عشقي است كه مخدومقلي به طبيعت دارد. عشقي چنين ، در بين شعراي آسيائي نسبتا نادر است.
تأملات فلسفي وي درپوچي نعمات دنيوي را نيز بايد متوجه بود. در كشوري چون ايران كه مذهب و شعر مهمترين جنبه هاي تمدن مردم اند ، مخدومقلي خدمتي بسزا كرده است. »
«مورخ و مستشرق شوروي، پرفسور برتلس مخدومقلي رابه جام جم تشبيه كرده است و حقاً تشبيه درستي است . زيرا اگر در جام جم نقش جهان نمودار مي شد، سخنان مخدومقلي هم منعكس كننده و آئينه تمام نماي دنيا و زبان و احساس و ادراك انسانها از جهان است.»
مخدومقلي از نوادر انديشمنداني است كه به مباحث اجتماعي و سياسي علاقه مند بود. صفت شهامت و راستي را تاكيد نموده است و تركمنها را از تفرقه و خانخاني برحذر داشته است. عشق به آزادي ، آگاهي و حاكميت محرومين در اشعارش متجلي است. اشعار اين شاعر بزرگ تركمن در بين قبايل و طوايف تركمن پراكنده گرديده است. كه پس از مرگش درصدد جمع آوري اشعار او برآمده و بصورت ديواني طبع و نشر گرديد. طبق گفته خود شاعر كتابي كه طي پنج سال تلاش تاليف كرده بود نيز از بين رفته است . شاعر در اين باره مي گويد : « دشمن در غفلت به ما حمله كردند و همسالان و دوستانمان را به اسارت بردند و كتابي را كه پنج سال در نوشتن آن تلاش كرده بودم قزلباشها از دستم گرفتند تعدادي از ما را دست بسته برده كردند و تعدادي نيز در پشت آنها به ماتم نشستند. وآنها را به بازار برده فروشي براي فروش روانه ساختند وبراي هر كدام قيمتي گذاشتند .» كه اين مطلب نشان ميدهد كه تركمنها خود در آماج حملات وحشيانة قزلباشها يعني سربازان دولت قاجار بودند كه تركمنها را به اسارت مي بردند و به فروش درمي آوردند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 16:40  توسط   | 

بردي محمداف بر اتصال خط ريلي و زميني تركمنستان به شمال ايران تاكيد كرد

قربان‌قلي بردي محمداف" رييس جمهوري تركمنستان در نشست كابينه وزراي اين كشور بر اتصال خط ريلي و زميني به شمال ايران براي دسترسي به خليج فارس تاكيد كرد.
به گزارش ايرنا از عشق‌آباد ، خبرگزاري تركمنستان به نقل از بردي محمداف درنشست روز سه‌شنبه كابينه وزرا نوشت كه‌اتصال خطوط ريلي و زميني تركمنستان و قزاقستان به خطوط ريلي گرگان واقع در شمال ايران ، تحول بزرگي در وضعيت حمل و نقل منطقه ايجاد مي‌كند.
وي همچنين تصريح كرد كه با اتصال اين خطوط به يكديگر تداوم دوستي سنتي و اعتماد متقابل ملت‌هاي كشورهاي همجوار افزايش خواهد يافت.
بردي محمداف گفت: توافق براي ايجاد چنين خطوط حمل ونقل در نشست اخير سران كشورهاي روسيه، قزاقستان و تركمنستان در شهر بندري تركمنباشي‌بين اين كشورها حاصل شد.

رييس جمهوري تركمنستان در نشست اخير سران سه كشور در تركمنباشي‌گفته بود كه ظرفيت‌هاي زيادي در زمينه حمل ونقل بين كشورهاي آسياي مركزي وجود دارد و براي استفاده بهينه از اين ظرفيت‌ها حاضر به تشكيل سيستم حمل و نقل "منطقه‌اي" و "فرامنطقه‌اي" است.

وي افزوده بود: تركمنستان ايجاد خط راه‌آهن "يرعلي‌يوا تركمنباشي" بين اين كشور و قزاقستان را پيشنهاد مي‌كند كه در صورت علاقه‌مندي ايران، اين خط مي‌تواند تا شهر گرگان ايران امتداد يابد.

بردي محمداف تصريح كرده بود كه بدين ترتيب خطوط ريلي كشورهاي روسيه ، قزاقستان، تركمنستان و ايران به همديگر متصل شده و از طريق ايران دسترسي ريلي به كشورهاي تركيه و خليج‌فارس امكان‌پذير مي‌شود.

رييس جمهوري تركمنستان همچنين در نشست كابينه وزرا نتايج مذاكرات خود با سران روسيه، قزاقستان و تركمنستان در بندر تركمنباشي را موفقيت‌آميز ارزيابي كرد.

بردي محمداف گفت كه توافق اخير براي ايجاد خط لوله جديد از بخش تركمني ساحل درياي خزر زمينه توسعه و گسترش همكاري‌هاي تجاري و اقتصادي‌اين كشورها را بدنبال خواهد داشت.

وي تصريح كرد كه ايجاد خط لوله جديد همچنين عامل مهم در تحرك بخشيدن به همكاري‌هاي بين‌المللي در عرصه انرژي خواهد شد و ظرفيت‌هاي مطلوبي را براي نزديكي منافع كشورهاي صادركننده منابع سوخت و انرژي و مصرف‌كننده اروپايي ايجاد خواهد كرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:59  توسط   | 

تا دقایقی دیگر مراسم بزرگداشت مختوم قلی در زادگاهش برگزار می شود

به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران از حاجی قوشان، تا دقایقی دیگر مراسم بزرگداشت 274 مین سالگرد تولد مختومقلی فراغی درروستای حاجی قوشان(زادگاه شاعر) برگزار می شود . قرار است در مراسم امروز شاعران و و باخشی ها و نی نوازان و ذکر خنجر صحرا به هنر نمایی بپردازند.
همچنین در این مراسم دو تن از شاعران روستای حاجی قوشان رجب محمد مختوم نژاد و طواق گلدی مختوم نژاد اشعاری در وصف مختومقلی فراغی بسرایند که در این مراسم فرماندار گنبد و رئیس ارشاد گنبد وبخشدار نیز حضور خواهند داشت.

نوازندگان موسیقی سنتی این مراسم:
رحیم عطا دوران عطا حمید وجدانی نورجان آهمند آنه بردی وجدانی طواق ندیمی - منات آهنگری

نی نوازان : حسین توغدری - ارازقلی طاطار
عبدالله عالمی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:38  توسط   | 

يك هيات بلندپايه هنري و فرهنگي تركمنستان به ايران سفر مي‌كند

يك هيات بلندپايه هنري و فرهنگي تركمنستان به منظور شركت در كنگره علمي و فرهنگي و تجليل از شخصيت "مختومقلي فراغي" شاعر نامي تركمن به ايران سفر مي‌كند.
به گزارش ايرنا از عشق‌آباد، روزنامه تركمني "تركمنستان" روز سه‌شنبه نوشت: قرار است اين هيات از هفدهم ماه مه (‪ ۲۸ ۲۷‬ارديبهشت) به مدت دو روز در اين كنگره كه در شهر گرگان برگزارمي‌شود، شركت كند.
اين روزنامه به نقل از "قربان‌قلي بردي‌محمداف" رييس جمهوري تركمنستان نوشت: فراغي يكي از شاعران مشهور تركمن است كه در آثار ادبي خود مردم را به يكپارچگي و وحدت دعوت كرده است.
به نوشته روزنامه‌تركمنستان، به همين مناسبت و همزمان با برگزاري كنگره علمي و فرهنگي مختومقلي در گرگان، برنامه‌هاي گسترده فرهنگي نيز در سراسر تركمنستان برگزار مي‌شود.

هجدهم ماه مه(‪ ۲۸‬ارديبهشت) در تركمنستان روز "مختومقلي فراغي" ناميده شده است و اين روز همچنين به‌مناسبت تصويب قانون اساسي تركمنستان در سال ‪ ۱۹۹۲‬ميلادي به عنوان روز رستاخيز و وحدت ملي اين كشور نيز گرامي داشته مي‌شود.

به همين مناسبت همه ساله شهروندان تركمنستاني در اين روز با حضور در اماكن فرهنگي ، ميادين وبوستان‌ها بر پاي مجسمه‌هاي يادبود مختومقلي فراغي شاخه‌هاي گل نثار مي‌كنند.

مختومقلي فراغي كه در فاصله سال‌هاي ‪ ۱۷۳۳‬تا‪ ۱۷۹۰‬ميلادي مي‌زيسته برخلاف ديگر شاعران تركمن به زبان تركمني قابل فهم عموم شعر گفت و به همين دليل پايه‌گذار زبان و ادبيات اصيل تركمني محسوب مي‌شود.

آرامگاه اين شاعر بزرگ تركمن در روستاي "آق توقاي" ايران قرار دارد و در چند سال گذشته بناي يادبود از سوي جمهوري اسلامي ايران بر فراز مزار وي احداث شده است.

تركمن‌هاي تركمنستان، ايران و ساير مناطق دنيا احترام ويژه‌اي براي اين شخصيت فرهنگي قائل هستند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط   | 

در کرملین از نتایج مذاکرات پوتین در ترکمنستان رضایت دارند

در کرملین از نتایج مذاکرات "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه در ترکمنستان ابراز رضایت نمودند.

یک منبع موثق در کرملین اطلاع داد که نتایج نشست سه جانبه، ماهیت و نحوه بررسی مسائل بیش از آنچه که انتظار می رفت بود.

وی خاطر نشان نمود: "بررسی عملگرایانه، مشخص و موضوعی مسائل، نه تنها در زمینه انرژی و بلکه در رابطه با زیر ساخت های حمل و نقل، مشکلات دریای خزر و بویژه همکاری های انسانی اجازه می دهند که دیدار ترکمنستان را بالواقع نقطه عطفی در همکاری ها با ترکمنستان در سطح سه جانبه دانست".

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:48  توسط   | 

سران روسیه، قزاقستان و ترکمنستان درباره احداث خطوط انتقال گاز توافق نمودند

 "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه، "نورسلطان نظربایف" رئیس جمهور قزاقستان و "قربانقلی بردی محمدوف" رئیس جمهور ترکمنستان در رابطه با احداث خطوط انتقال گاز دریای خزر توافق نمودند.

در بیانیه مشترکی که از سوی سران سه کشور در پایان نشست آنها در شهر ترکمن باشی تصویب شد، گفته می شود: "روسای جمهور قزاقستان، فدراسیون روسیه و ترکمنستان تصمیم گرفتند دولت های سه کشور را موظف کنند که تا اول سپتامبر 2007 توافقنامه همکاری سه کشور در زمینه ساخت خط لوله انتقال گاز در حاشیه دریای خزر را تدارک دیده و امضا کنند".

مطابق این سند، در توافقنامه تنظیم مسائل فنی و اقتصادی، ویژگی های اساسی و مدت وجود پروژه و تعهدات مشترک برای فراهم ساختن شرایط مساعد برای اجرای موثر آن از لحاظ اقتصادی در نظر گرفته خواهند شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:47  توسط   | 

دیدار ترکمنستان گامی مهم در آماده سازی نشست کشورهای دریای خزر بود

"ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه معتقد است که دیدار وی با روسای جمهور ترکمنستان و قزاقستان گامی مهم در امر آماده سازی نشست سران کشورهای حاشیه دریای خزر بود.

پوتین خاطر نشان نمود که موضوع دیدار سران سه کشور از چارچوب مشکلات سوخت و انرژی فرا تر رفت.

وی اظهار داشت: "این گامی مهم در امر آماده سازی نشست سران کشورهای حاشیه دریای خزر بود، چرا که عملاً ما در رابطه با تمامی مشکلات موجود در زمینه همکاری ها در دریای خزر گفتگو نمودیم".

"قربانقلی بردی محمدوف" رئیس جمهور ترکمنستان به نوبه خود اظهار داشت که تردیدی ندارد که مذاکرات پیرامون مشکل تعیین جایگاه حقوقی دریای خزر بطور موفقیت آمیز پایان خواهد یافت.

وی در مذاکرات سران سه کشور روسیه، ترکمنستان و قزاقستان که روز شنبه در ترکیب گسترده انجام شد، گفت: "دیر یا زود ما تمامی این مشکلات را حل خواهیم کرد. روند مذاکرات مثبت است".

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:46  توسط   | 

مردم تركمنستان به كشته‌شدگان جنگ جهاني دوم اداي احترام كردند

اقشار مختلف مردم تركمنستان روز سه‌شنبه با حضور در محل بناهاي يادبود كشته‌شدگان جنگ جهاني دوم و نثار دسته‌هاي گل ، نسبت به آنان اداي احترام كردند.

مردم تركمنستان در روز هشتم ماه مه هرسال (‪ ۱۸‬ارديبهشت) اين مراسم را برگزار مي‌كنند و روز نهم ماه مه را نيز به مناسبت سالگرد پيروزي در جنگ جهاني دوم جشن مي‌گيرند.
آيين اداي احترام به كشته‌شدگان جنگ جهاني دوم درعشق‌آباد امروز با حضور "قربان‌قلي بردي محمداف" رييس جمهوري ، مقام‌هاي بلندپايه ، سفرا و اقشار مختلف مردم برگزار شد.
در اين آيين كه تعدادي از شركت‌كنندگان در جنگ جهاني دوم نيز حضور داشتند مارش عزا در فضاي بناي يادبود كشته‌شدگان جنگ جهاني دوم در عشق‌آباد طنين‌انداز شد و شركت‌كنندگان در صفوف طولاني با نثار دسته گل به كشته‌شدگان جنگ جهاني دوم اداي احترام كردند.
دادن صدقه و نذورات و برگزاري آيين‌هاي دعا براي شادي روح كشته‌شدگان جنگ جهاني دوم از ديگر آيين‌هايي است كه مردم تركمنستان برگزار كردند.
تركمنستان پس از دستيابي به استقلال، تمامي كشته‌شدگان در جنگ جهاني دوم را "قهرمان ملي" اعلام كرد.
به گفته رييس جمهوري تركمنستان ، ‪ ۷۴۰‬هزار از شهروندان اين كشور در جريان جنگ جهاني دوم جان خود را از دست داده‌اند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:58  توسط   | 

اروپا در كمين انرژى تركمنستان

كشور تركمنستان كه در سال ۱۹۹۲ميلادى به عضويت سازمان امنيت وهمكارى اروپا درآمد همواره در روابطش با اين سازمان دچار فراز و نشيب بوده است.روابط تركمنستان با اين سازمان بعد از سوء قصدنافرجام آذر ماه سال ۱۳۸۱ به نيازاف،رييس جمهورى سابق اين كشور دچار بحران شد بطوريكه مقامات وقت تركمنستان بطور تلويحى از پذيرش گروه تحقيق سازمان امنيت و همكارى اروپا درباره سوء قصد نافرجام به نيازاف خوددارى كردند. ...

.«صفرمراد نيازاف» رييس جمهورى سابق تركمنستان پس از اين واقعه و براى حفظ روابط با سازمان امنيت و همكارى اروپا، وزير امورخارجه اين كشور را با هدف روشنگرى در مورد ابعاد اين واقعه به وين فرستاد تا شواهد و مدارك مستند را در اختيار اين سازمان قرار دهد.اما رسانه هاى غربى در اين زمينه اعلام كردند كه اعزام اين هيات به سازمان امنيت و همكارى اروپا به اين دليل بوده كه نيازاف بطور تلويحى خواستار انجام نشدن سفر هيات تحقيق اين سازمان به تركمنستان بوده است.به گزارش اين رسانه ها، دستگير شدگان در واقعه سوء قصد به نيازاف براى گرفتن اعتراف شكنجه شده بودند.اين رسانه ها در اواخر بهمن ماه سال ۱۳۸۱اعلام كردند كه براى اين منظور كميسيون بين المللى براى رسيدگى به واقعه ترور از سوى اين سازمان و به ابتكار كشورهاى اتريش، آلمان، آمريكا، كانادا، انگليس، يونان، ايرلند، ايتاليا، نروژ و سوئد تشكيل شده است.با اين وجود، سازمان امنيت وهمكارى اروپا پس از گذشت يك سال از واقعه ترور نيازاف، همكارى خود را با تركمنستان مجدداً در زمينه هاى اجتماعى و آموزش با اعزام گروههاى كارشناسى براى ارزيابى انتخابات مختلف اين كشور گسترش داد.اين سازمان در سال هاى اخير، تنها برخى مواقع از نحوه برگزارى انتخابات در اين كشور انتقاد كرد كه نمونه آن در انتخابات اخير رياست جمهورى بود ولى با اين حال سازمان امنيت و همكارى اروپا، گسترش همكارى هاى خود را با تركمنستان همچنان در اولويت كارى قرار داده است.به گزارش ايرنا،در اين راستا، تاكنون دو نوبت رؤساى دوره اى سازمان امنيت و همكارى اروپا ازتركمنستان ديدار كردند كه در آنها بر گسترش روابط بين دو كشور تاكيد شده است. «سالومون پاسى» رييس دوره اى سازمان امنيت و همكارى اروپا در فروردين ماه ۱۳۸۳با سفر به تركمنستان درباره نحوه همكارى هاى عشق آباد با اين سازمان براى تحكيم ثبات و امنيت در منطقه، همكارى هاى دوجانبه و آينده آن مذاكره كرد.همواره در سفرهاى مقامات سازمان امنيت و همكارى اروپابه تركمنستان بر پيشرفت هاى اين كشور به ويژه در زمينه حقوق بشر تاكيد شده است.رؤساى جمهورى سابق و فعلى تركمنستان نيز در اين ديدارها خواستار گسترش و تحكيم روابط فى مابين شده اند، بطوريكه نيازاف در ديدارسالومون پاسى از عشق آباد، خواستار امضاى موافقتنامه جديد همكارى ميان تركمنستان و سازمان امنيت و همكاريهاى اروپا كه در برگيرنده همكارى هاى بلند مدت طرفين باشد، شده بود. تركمنستان داراى ذخاير سرشار گاز و نفت است، و اين موضوع اهميت اين كشور را براى كشورهاى اروپايى دو چندان كرده است. دربحبوحه منازعه سوخت روسيه و بلاروس در زمستان پارسال، بر سر انتقال نفت و گاز روسيه از خاك اين كشور به اروپا اهميت استراتژيكى نفت و گاز تركمنستان بيش از پيش توجه اروپايى ها را به خود جلب كرد.هرچند اين مشكل از طريق ديپلماسى رفع شد، ولى اين موضوع موجب نگرانى رهبران كشورهاى اروپايى در مورد اتكا داشتن به نفت و گاز روسيه شده است.«آنجلا مركل» صدراعظم آلمان كه يك سوم نفت مورد نياز كشورش را از روسيه تامين مى كند، زمستان پارسال، اعلام كرد كه اروپا بايد منابع تامين انرژى خود را بيشتر كند.به دنبال اين وقايع، كميسيون اروپا در گزارشى اعلام كرد كه با روند فعلى، وابستگى اروپا به واردات انرژى از ۵۰درصد مصرف كل انرژى كنونى به ۶۵درصد در سال ۲۰۳۰ميلادى خواهد رسيد و موضوع واردات گاز نيز حساس تر از نفت است.بر اساس گزارش هاى منتشر شده از سوى رسانه هاى غربى، شمار كشورهاى تامين كننده گاز كشورهاى اتحاديه اروپا هم اكنون محدود به روسيه، نروژ و الجزاير است و كارشناسان پيش بينى مى كنند درصورت ادامه روند كنونى، ميزان واردات گاز اين كشورها از ۵۷درصد فعلى به ۸۴درصد در سال ۲۰۳۰ميلادى افزايش يابد.به نوشته اين رسانه ها، دربخش نفت نيز در صورت ادامه همين روال، وابستگى اتحاديه اروپا از ۸۲درصد كنونى به ۹۳درصد در سال ۲۰۳۰ميلادى خواهد رسيد.«اشتاين ماير» وزير امورخارجه آلمان در سفر آبانماه پارسال به عشق آباد كه به نيابت از اتحاديه اروپا انجام شد، تاكيد كرد كه اين اتحاديه برنامه هاى مشخص براى توسعه روابط با تركمنستان در نظر گرفته است.وى گفت كه از پتانسيل هاى موجود بين اتحاديه اروپا و تركمنستان و همچنين آلمان در زمينه همكارى هاى اقتصادى به صورت بهينه بهره بردارى كامل نشده است و بايد مناسبات اقتصادى بين دو كشور و اتحاديه اروپا بطور كامل در مسير صحيح قرار گيرد.اشتاين ماير در اين ديدار تاكيد كرد كه كشور آلمان و اتحاديه اروپا به واردات منابع سوخت و انرژى بسيار نيازمندند و به همين دليل بخش نفت و گاز و تامين سوخت اولويت نخست اتحاديه اروپا تعيين شده است.

روزنامه ابرار - 15 اردیبهشت 1386
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:14  توسط   | 

گفتگويی صميمی با آقای محمدرضا فرقانی سفير جمهوری اسلامی ايران در ترکمنستان



گفتگويی صميمی با آقای محمدرضا فرقانی سفير جمهوری اسلامی ايران در ترکمنستان

 نگاهت به نگاهش که می افتد ، نخستين چيزی که می بينی ، صداقت است و خونگرمی. از نگاهش می خوانی که اهل کار است و عملگراست. هر بار که ترکمنی را می بيند ، «نأهيلی؟ قورقون می؟» می گويد و لبخند می زند. از حرکاتش می خوانی که دوست دارد با آن که ترکمن نیست ، ترکمنی صحبت کند. از نگاهش می يابی که تظاهر نمی کند و دوست دارد ارتباط صميمی تری با ترکمن ها برقرار نمايد. می دانی که او هم می داند زبان ، عامل مهمی در برقراری ارتباطی صميمی تر و نزديک تر است.

با آن که سال ها در گنبد و بين ترکمن ها نبوده ، اما ترکمنی را خوب می فهمد. می گويد ترکمن ها قلبی صاف چون آسمان دارند. چند بار نشسته ای پای صحبت هايش و هر بار ديده ای که چه با علاقه و انگيزه ، در باره ی فرهنگ ترکمن گفته است. سفير ايران در ترکمنستان شده و از حرف هايش می خوانی که دلش برای توسعه روابط فرهنگی با ترکمنستان می تپد. می نشينی پای صحبتش تا گپی دوستانه با او داشته باشی.
مثل هر مصاحبه ی ديگری ، ابتدا می خواهم شرح حالی از خودتان را به مخاطبين نشريه بفرمائيد.
من متولد فروردين سال 1340 هستم و اصالتاً از جنوب خراسان از شهرستان فردوس هستم. دو ساله بودم که به خاطر کار پدرم از فردوس به گنبد آمديم. به همين خاطر در خانواده ی ما ، فقط من هستم که متولد فردوس هستم و مابقی برادران و خواهرانم متولد گنبد هستند. کودکی من هم مثل همه بچه ها سپری شد و به مدرسه رفتم. نخستين دبستانی که من در آن تحصيل کردم ، دبستان ششم بهمن بود که نمی دانم الان نامش چيست. نخستين معلم من در کلاس اول دبستان ـ که يادش به خير بادـ آقای ايزدی بود. می دانم که در قيد حيات هستند. چون وقتی در سال 78 در گنبد کانديدای مجلس شدم ، ايشان را ديدم. خداوند به ايشان سلامتی بدهد. کلاس های دوم و سوم و چهارم دبستان را به دليل تغيير محل سکونت ، در دبستان فردوسی که بزرگترين دبستان گنبد در آن زمان بود ، خواندم. در سال 1350 در مدرسه ی شاهپور در خيابان سرابی که الان خيابان وحدت هست ، درس خواندم. معلم من در آن سال ، آقای جعفری بود که آن هم ترکمن بود.

پس بيش تر معلمين شما ترکمن بودند.
بله. فقط يکی دو سال از دوره ابتدايی معلم غير ترکمن داشتم. پس از دوره ی ابتدايی ، در مدرسه راهنمايی کوروش درس خواندم. در آن زمان گنبد دو يا سه مدرسه راهنمايی پسرانه بيش تر نداشت. در آن مقطع نيز بسياری از معلمين من ترکمن بودند. آقای آهنگری مدير مدرسه بود. از معلمين آقای عرازی معلم ادبيات ، آقای گلديخانی معلم زبان و آقای مرجانی معلم حرفه و فن ما بود. يادم می آيد که آقای مرجانی معلم مهربان و بسيار جدی بود. بعد از دوران راهنمايی ، من دوست داشتم رشته رياضی را انتخاب کنم. من در طول دوره تحصيلی ، دانش آمور درسخوان و ممتازی بودم. در سال دوم دبيرستان بود که از رياضی به رشته تجربی تغيير رشته دادم و سه سال آخر دبيرستان را در 24 اسفند که الان دبيرستان شريعتی هست ، درس خواندم. اکثر دبيران من در دوره ی دبيرستان از دبيران ترکمن بودند که آقايان علاقی ، دوجی ، مهميانی ، قجقی و برادران ايمری از آن جمله هستند.

به گمانم آن سال ها ، بايد سال های وقوع انقلاب اسلامی بوده باشد؟
در سال های 57-1356 که سال های خيزش انقلاب بود ، ما جزو فعالان حرکت و جنبش دانش آموزی بوديم. سازماندهی تظاهرات دانش آموزی و به تعطيلی کشيدن مدارس از جمله کارهای ما در آن سال ها بود که بر عليه رژيم شاه اقدام می کرديم. در بحبوحه ی وقوع انقلاب بود که تصميم گرفتم برای ادامه ی تحصيل به خارج از کشور بروم و همزمان نيز فعاليت های انقلابی نيز داشته باشم. تصميم گرفتم در سال 57 جهت ادامه تحصيل و همزمان با آن تداوم فعاليت های انقلابی به هند بروم. مقدمات فراهم شد اما با اعتصاب خلبانها همزمان شد و تمامی پروازها لغو شد. دوباره فعاليت های انقلابی خودم را ادامه دادم تا اين که انقلاب به پيروزی رسيد. در دی ماه 57 برادرم عباس که از فعالين انقلابی بود ، به همراه عده ای از گنبد به گاليکش رفته بود ، که در گاليکش شهيد شد. به اين ترتيب وی جزو نخستين شهدای گنبد در همان سال هاست. البته برادر ديگرم به نام عليرضا نيز در ماه های اول آغاز جنگ تحميلی ، در جبهه ی آبادان شهيد شد.

در اسفند سال 57 به هند رفتم و در رشته بيولوژي تحصيل کردم اما چندان رضايتی از رشته و کيفيت تحصيلات نداشتم و نهايتاً در اوايل سال 59 به ايران بازگشتم که همزمان شد با انقلاب فرهنگی و دانشگاه ها تعطيل شدند. اين را هم اضافه کنم که در سال 58 بسياری از همکلاس های من از جمله دکتر دردی قوجق و بسياری ديگر در رشته های خوب و دانشگاه های خوب کشور پذيرفته شدند و من حس می کردم فرصت را از دست داده ام و متضرر شده ام. پس از بازگشت از هند ، به خدمت سربازی اعزام شدم. در سال 1361 ازدواج کردم. پس از پايان خدمت ، من در سال 1362 به تهران رفتم و در بخش بين الملل نخست وزيری به عنوان کارشناس سياسی مشغول به کار شدم. اين نخستين مرحله ی ورودم به امور سياسی و سياست خارجی بود. من در آن جا به خاطر زمينه ی مطالعاتی که داشتم ، کارشناس امور سياسی کشورهای شبه قاره ی هند بودم. تا اين که دانشگاه ها مجدداً باز شد. در سال 1363 در کنکور شرکت کردم و در رشته ی علوم سياسی دانشگاه تهران پذيرفته شدم. همزمان ، در ستاد تبليغات جنگ شورای عالی دفاع نيز به عنوان کارشناس امور بين الملل فعاليت می کردم و همزمان نيز خبرنگار و کارشناس مسايل سياست خارجی در همان حوزه بودم. در آن زمان ، برای روزنامه ها و عمدتاً برای روزنامه تازه تأسيس رسالت مقالات تحليلی می نوشتم. در سال 1369 پس از پايان تحصيلات عالی ، از آنجا که مقالات متعددی در خصوص سياست خارجی و بخصوص کشورهای منطقه می نوشتم ، وزارت امور خارجه از من دعوت به همکاری نمود و من به عنوان کارشناس سياسی استخدام شدم و چون حوزه ی فعاليت پيشين من کشورهای شبه قاره ی هند بود ، در وزارت امور خارجه نيز در همين حوزه و عمدتاً بر روی افغانستان مشغول کار شدم. البته پيش از آن زمان ، ترکمنستان يکی از جمهوری های اتحاد جماهير شوروی بود و پيوستن من به وزارت امور خارجه مقارن با فروپاشی شوروی و استقلال ترکمنستان بود. اين را هم بگويم که در زمانی که من خبرنگار بودم و به افغانستان می رفتم ، با برخی از مستشاران شوروی که بيش تر آن ها از جمهوری های آسيای مرکزی و عمدتاً تاجيک بودند و در آن جا در امور فرهنگی ، سياسی ، اجتماعی و سياسی فعاليت می کردند ، آشنا شده بودم. چون شوروی در آن سال ها ، نه تنها در زمينه ی نظامی ، که در تمامی زمينه ها از جمله در عرصه فرهنگی نيروهای زيادی در افغانستان داشت. در پی اين آشنايی ، من علاقمند به کار در امور اين کشورها نيز شدم. بعدها که به عنوان ديپلمات ، به افغانستان اعزام شدم و آن همزمان شد با خروج نيروهای شوروی از آن کشور. تنها کمی مستشار شوروی باقی مانده بود که آنها هم با سقوط دولت نجيب از کشور خارج شدند. در آن زمان ذهن من در بارة مسايل آسيای مرکزی شکل گرفته بود. در سال 1371 تا سال 1374 من به عنوان کارشناس سياسی در پاکستان بودم و از آن جا نيز در ارديبهشت 1374 به عنوان کاردار کشورمان به کابل افغانستان رفتم. پايان مأموريت من در آن جا همزمان با آمدن طالبان بر سر حکومت بود. به ايران بازگشتم و در نمايندگی وزارت امور خارجه در مشهد ـ که کل استانهای شمال شرق کشور را تحت پوشش قرار می داد ـ فعاليت خودم را ادامه دادم. در طول مدت فعاليتم در آن جا ، بيش از پيش با حوزه ی آسيای مرکزی ـ بويژه با ترکمنستان که مرز مشترک داشتيم ـ آشنا شدم. در سال 1379 به عنوان کاردار کشورمان در تاجيکستان ، به شهر دوشنبه اعزام شدم. در سال 1383 با پايان مدت مأموريت ، به کشور بازگشتم. اکنون هم که به عنوان سفير کشورمان به ترکمنستان ، فعاليت خودم را آغاز کرده ام.


به نظر من ، باعث افتخار مردم گنبد و عالی الخصوص ترکمن های منطقه است که يکی از همشهريان شان با اين همه سابقه ی فعاليت مثبت و موفق ، اکنون به عنوان سفير و نماينده ی تام الاختيار در ترکمنستان تعيين شده اند. يکی از ويژگی های برجسته شما ، آشنايی با زبان ، روحيات و فرهنگ و آداب و رسوم ترکمن هاست و فکر می کنم اين امر به موفقيت شما در فعاليت ديپلماتيک در ترکمنستان تأثير مثبتی خواهد گذاشت.
از سال 1342 تا سال 1362 بيست سال اول زندگی ام در بين ترکمن ها بوده ام. شخصيت افراد و تمامی برداشت های عينی و ذهنی آن ها از جامعه اطراف در بيست سال اول زندگی شکل می گيرد و من اين بيست سال اول زندگی را در گنبد بودم. به همين خاطر ، طبيعتاً ترکمن ها به عنوان قشری از جامعه ای که من در بين شان بزرگ شده ام ، در بسياری از آموخته ها و برداشت های من نقش اساسی داشته اند. من از سال 1362 هم که به اقتضای کار و شغل و درس از گنبد بيرون آمدم ، غير از آن سال ها که در خارج از کشور بودم ، هر ماه يک بار حتماً به گنبد می آمدم. چون پدر و مادر و ديگر اعضای خانواده ی نزديک من در گنبد بودند و هستند. ضرورت سر زدن من به خانواده ی پدری ، دليل ديگری هم داشت. چون دو برادرم ـ يکی در درگيری های بحبوحه انقلاب اسلامی و يکی در اوايل جنگ تحميلی ـ شهيد شده بودند ، من خودم را موظف می دانستم که ماهی يک بار به گنبد بروم و از حال پدر و مادرم جويا شوم. اين به خاطر وضعيت روحی خانواده ، مهم بود. می خواهم بگويم که خروج من از گنبد ، هميشگی نبود و من مرتباً در ارتباط بودم و هستم.

شما چند خواهر و برادر هستيد؟
ده برادر و خواهر بوديم. 7 برادر و 3 خواهر که من سومين فرزند خانواده هستم. الان هشت نفر هستيم

آقای فرقانی. من سال 1365 ديپلم گرفتم و وارد دانشگاه شدم. در آن سال ها امکان رشد در گنبد نبود. گنبد يک کتابخانه عمومی داشت و من همه ی کتاب های داستان آن کتابخانه را خوانده بودم و شديداً نيز عاشق کتاب های داستان بودم و دوست داشتم نوشته هايم را به کسی می دادم تا بررسی کند و به قول معروف چکش کاری نمايد. تا اين که به تهران رفتيم و فعاليت هايم را از آن جا شروع کردم. در آن زمان با وجود بچه های مستعد در منطقه ، امکان استفاده از پتانسيل فرهنگی و امکان ظهور استعدادها در گنبد نبود. من در آن سال ها ، با آشنايی که با مسئولين در حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی و انتشارات برگ داشتم ، دو مجموعه از آثار نويسندگان و محققين ترکمن های ايران را چاپ کرده و وجود اين استعدادها را در منطقه نشان دادم. اين دوره ، تقريباً با استقلال ترکمنستان همزمان شد. حس کرديم بايد اندکی روی داشته های بچه های خودمان در منطقه تکيه کنيم و به تقويت آن استعدادها و داشته ها بپردازيم. حس کرديم جهت گيری فرهنگی در منطقه لازم است و بايد امکان بروز و ظهور استعدادها فراهم شود. به خاطر اين الزام و در پي اين ضرورت ، تقاضای امتياز چاپ و نشر فصلنامه ی «ياپراق» را دادم. هدفم از چاپ اين نشريه ، تداوم حرکت فرهنگی بود که با چاپ آن دو مجموعه در منطقه آغاز شده بود. می خواستم بسترسازی مناسبی برای فعاليت های فرهنگی در منطقه نمايم. می خواستم فصلنامه ، محفلی برای ارايه ی آثار ، تحقيقات و پژوهش های نويسندگان و محققين ترکمن های ايران باشد. بر اين باور بودم و هستم که شناخت داشته های فرهنگی ، ادبی و هنری ترکمن ها و شناساندن آن به ديگران با چاپ آثار فرهيختگان ترکمن ، باعث تقارب فرهنگ ها می شود. هم اکنون چند نشريه (فصلنامه و هفته نامه) با مديريت مسئولی ترکمن های ايران چاپ و منتشر می شود. شما در باره ی اين فعاليت های مطبوعاتی چه نظری داريد و آينده ی اين فعاليت ها را چگونه می بينيد؟
خوشبختانه بايد بگويم که در بين ترکمن های ايران ، فغاليت های فرهنگی خوب و قابل توجهی شکل گرفته که در ميان اين فعاليت ها ، انتشار چندين نشريه اعم از نشريات خبری ، هفته نامه ، ماهنامه و فصلنامه از ويژگی خاصی برخوردار هستند. انتشار اين نشريات مطبوعاتی از يک طرف حاکی از اعتماد به نفس ترکمن ها بويژه قشر فرهنگی و فرهيخته ی آنان در شکوفا کردن و شناساندن فرهنگ اصيل ترکمنی به ديگر اقوام ايرانی است و از طرف ديگر سبب ايجاد يک ارتباط و تعامل منطقی و معقولانه با فرهنگ کلی ايران و ديگر فرهنگ های اقوام ايرانی می شود. طی چند سال اخير بر تعداد مطبوعات و نشريات ترکمنی ـ که عمدتاً هم صبغه ی فرهنگی دارند ـ افزوده شده و شاهد انتشار منظم و بدون وقفه ی آنان عليرغم همه ی مشکلاتی که وجود دارد ، هستم. بسيار خوشحالم و احساس غرور می کنم. مطمئناً انتشار اين نشريات در منطقه ، باعث کشف و تقويت استعدادهای نهفته در بين ترکمن ها بويژه جوانان خوب و شايسته خواهد شد و راهی خواهد بود که جوانان ترکمن بتوانند شايستگی های خود را به نمايش گذاشته و راه های موفقيت را طی نمايند. از آنجا که من خودم را يک روزنامه نگار و مطبوعاتی می دانم ، کاملاً نسبت به اهميت انتشار نشريات و مطبوعات در منطقه واقفم و اميدوارم که فرهيختگان ترکمن بخصوص جوانان ترکمن از فرصت فراهم شده ، حداکثر استفاده را برای توسعه و پيشرفت خود و منطقه فراهم نمايند.

فکر می کنم شما هم با اين نظر من موافق باشيد که در بين ترکمن ها افراد شايسته و کاردان برای احراز برخی از پست های مديريتی در منطقه وجود دارند اما به نظر می رسد در برخی مواقع از اين موضوع غفلت می شود. گاه وقتی موضوع شايسته سالاری در منطقه بحث می شود ، من می گويم که ما ترکمن ها نتوانسته ايم توانمندی های خود را نشان دهيم تا به نحو شايسته و بايسته ای در اين چرخه نقشی داشته باشيم. فکر می کنيد دليل عدم استفاده ی بهينه از افراد شايسته و کاردان ترکمن چيست؟ آيا فکر نمی کنيد استفاده از نيروهای متخصص بومی در منطقه می تواند برای نظام بسيار مفيد باشد؟
من با اين نظر شما موافق نيستم. به نظر من ، آن جا که افرادی از ترکمن های ايران ، شايستگی و لياقت های خود را به اثبات رسانيده اند ، دولت از آن ها در پست های مختلف استفاده کرده و می کند. نمونه ی بارز آن ، انتخاب برخی از افراد ترکمن در پست های مهم علمی در مراکز دانشگاهی و يا تحقيقاتی ـ که نبض علمی کشور است ـ می باشد. موافقت دولت با امتياز نشريات به صاحب امتيازی و مديريت مسئولی ترکمن ها نيز نمونه ای ديگر از همين موضوع است. اعتماد دولت به ترکمن های ايران در امر چاپ و نشر کتب و فعاليت مطبوعاتی ، ارزش والايی دارد. نشان می دهد که دولت به ترکمن هايی که شايستگی خود را برای فعاليت سالم مطبوعاتی به اثبات رسانيده اند ، اعتماد کرده است. در پشت کارت های هويت مطبوعاتی صادره از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای مديرمسئولان اين نشريات ، آمده است که صلاحيت آنها بر اساس تبصره ی يک از ماده ی نه قانون مطبوعات ، مورد تأئيد هيأت نظارت بر مطبوعات است. نتيجه می گيريم که دولت و نظام اسلامی برای آن ها که شايستگی دارند ، بدون در نظر گرفتن وابستگی قومی ، فرصت های بروز استعدادها را فراهم می کند. دولت در استفاده از نيروهای متخصص ، محدوديتی قائل نيست. بايد اين نکته را در نظر گرفت که سيستم اداری کشور ما يک سيستم اداری منطقه ای نيست. همچنان که برخی از مسئولين منطقه شايد از ديگر مناطق ايران باشند ، برخی از همين نيروهای متخصص بومی نيز بر حسب نياز در ديگر مناطق کشور مورد استفاده قرار می گيرند. با اين توضيحات ، هر چند که استفاده از نيروهای بومی در برخی زمينه ها مناسب و مفيد است ، اما من خيلی به اين اعتقاد ندارم که در اين امر ، بايستی از قيد تأکيد «حتماً» استفاده کرد. مهم اين است که نيروها بايستی خود را بشناسانند. هر کس که بتواند قابليت ها و توانمندی های خود را در هر زمينه ای نشان بدهد ، شما مطمئن باشيد که از وی بدون در نظر گرفتن نوع وابستگی اش به قوميت و مذهب ، به نحو شايسته استفاده خواهد شد. در همين رابطه نکته ی ظريفی را می خواهم بيان کنم. اگر دقت کرده باشيد ، در صفحات شناسنامه ها ، گذرنامه ها و حتی کارت ملی که برای ايرانيان صادر می شود ، چيزی به نام نوع وابستگی فرد به اقوام و اديان وجود ندارد. به يک معنی ، در ايران ، اساس و معيار در تشخيص هويت افراد ، داشتن تابعيت ايرانی آن هاست. اما در کشورهای ديگر ، بر روی اين گونه اسناد هويتی ، نوع وابستگی آن ها به اقوام و اديان را نيز مشخصاً درج می کنند. اين يکی از نقاط قوت و قدرت مردم و ملت ايران است که هيچ فرقی بين ملت نيست. به نظر من ، ترکمن ها بايستی شايستگی های خود را هم به لحاظ علمی و هم عملی نشان بدهند تا امکان حضور پر رنگ تر در پست های مديريتی از سوی دولت برای آنها فراهم شود.

ما تا چندی پيش ، در هر شماره از نشريه ، شخصيت های بزرگ خودمان در دوره ی کنونی در زمينه های علمی ، فرهنگی و ادبی را معرفی می کرديم و هدف ، غير از تجليل آنها ، معرفی مفاخر و فرهيختگان ترکمن های ايران به هموطنان بود.
به نظر من اين کار بايستی همچنان ادامه پيدا نمايد تا هم خود ترکمن ها و هم غيرترکمن ها با اين شخصيت های برجسته در منطقه آشنا شوند. وجود شخصيت های برجسته از ترکمن ها در هر زمينه ای در منطقه ، باعث افتخار مردم منطقه و کشور است.

من همواره گفته ام و باز هم می گويم که ترکمن ها به عنوان بخشی از پيکره ی منسجم نظام ، برای پيروزی انقلاب اسلامی و در دفاع از کيان کشور در طول جنگ تحميلی دوش به دوش ديگر هموطنان خود تلاش کردند و شهدای زيادی دادند. پير و جوان فرقی نمی کند. من عمويی دارم به نام تايتی که پدر دکتر دردی قوجق است. او عليرغم کهولت سن ، در طول جنگ تحميلی ، چندين بار به جبهه رفت و در حقيقت پرچمدار ترکمن های ايران در اعزام به جبهه بود که هم اکنون مجروح شيميايی هست و چشمانش را تقريباً از دست داده است. تعداد اين گونه افراد ، زياد است. می خواهم بگويم که اگر بخواهيم احصايی داشته باشيم ، قطعاً آمار نشان خواهد داد که تعداد ترکمن هايی که در طول جنگ تحميلی شهيد و يا مجروح شده اند ، کمتر از ديگر اقوام منطقه نيست و اين نشان دهنده ی سهم بزرگ آن ها در دفاع از ارزش های نظام است.
فرهنگ ترکمن ها مشحون از مفاهيم عميق است. حتی در ضرب المثل های آنها نيز مفاهيم عميق و پر از حکمتی وجود دارد. ترکمن ها ضرب المثلی دارند که می گويند: «ايل بيلن گلن ، طويدا بايرام!» يعنی: شادی اگر باشد برای همه است و مصيبت هم اگر بيايد برای همه! دقيقاً همين موضوع صادق است. دفاع از کيان کشور ، ترکمن و غيرترکمن ندارد. همه عضو يک خانواده ايم و خانه ی همه ی ما ايران است.


می خواهم سوالی را از شما بپرسم. نکته ی ديگری که هميشه در منطقه بين روشنفکران مطرح است ؛ لزوم اجرای برخی از بندهای قانون اساسی است. طبق يکی از اصل های قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران ، تا پايان دوره ی آموزش ابتدايی ، هر قومی حق دارد در کنار زبان رسمی دولتی و ملی ـ که زبان فارسی است ـ زبان محلی را هم آموزش ببيند. چرا تاکنون کمتر به اين موضوع پرداخته شده است؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران به نظر من يکی از جامع ترين قانون های اساسی دنياست. جامع الاطراف است و همه ی جوانب در آن در نظر گرفته شده است. اما بايد اذعان کنيم که تمامی اصول قانون اساسی به طور کامل اجرا نشده است. برخی از اصول قانون اساسی علي رغم گذشت چندين سال از زمان تصويب آن ، تازه داريم اجرا می کنيم. به عنوان مثال ، انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در قانون اساسی مندرج بوده ولی تا 7 الی 8 سال پيش اجرا نشده بود. اصل 44 قانون اساسی نيز که اصل بسيار مهمي هم است ، بعد از 28 سال ، به تازگی دارد در کشور پياده می شود. آن اصلی که شما به آن اشاره می کنيد ، تنها اصلی نيست که اجرا نشده بلکه ديگر اصل ها هم بوده که نياز به زمان داشته تا اجرايی شود. بيش ترين دليل تأخير در اجرای به موقع آنها ، وقوع جنگ تحميلی است. بروز تنش های سياسی در منطقه نيز که عامل آن قدرت های جهانی هستند ، بيش ترين توجه دولتمردان کشور ما را به خودش مشغول نمود که البته هنوز هم اين تنش های ناخواسته در منطقه ادامه دارد و از جمله ی آن می توانيم به بحث استفاده از حق مسلم کشورمان برای دست يابی به فناوری و انرژی هسته ای اشاره کرد که برخی ها آن را حق انحصاری خود می دانند. اين گونه موضوعات همواره موجب شده است تا دولت نتواند آن چنان که شايسته است ، تمامی توجه خود را به اجرای تمامی اصول مندرج در قانون اساسی معطوف نمايد. بر اين باورم که با گذشت زمان و با فراهم شدن شرايط مساعد ، اصل آموزش زبان محلی در کنار زبان ملی نيز در مناطق ترکمن نشين اجرا خواهد شد. اجرای اين اصل ، مستلزم فراهم شدن مقدمات و شرايط است. به عنوان مثال ، شيوه ی نگارش واحدی در بين ترکمن های ايران مورد استفاده قرار نمی گيرد و هر فرد و يا هر نشريه ، صامت ها و مصوت های زبان ترکمنی را به شيوه ی خاص خود می نويسد. اگر بخواهد اين اصل از قانون اساسی اجرا شود ، آيا برادران ترکمن آمادگی اين کار را دارند؟ آيا متخصصان فن برای آموزش و تدريس زبان ترکمنی در مدارس تربيت شده اند؟ شايد يکی از مهم ترين دلايل تأخير در اجرای اين اصل ، همين موضوع باشد. اين نارسايی ها و فراهم نبودن شرايط محلی ، تتها مختص زبان ترکمني نيست ، بلکه همه ی زبان های محلی اقوام مختلف در کشور ، با عدم وجود شرايط و مقدمات برای اجرای اين اصل قانون اساسی مواجه هستند.

بنيان سياست ‏گذاري فرهنگي در کشور ، نه تنها بر حذف فرهنگ ‏ها و زبان های محلی نيست ، بلکه بر تقويت و ايجاد شرايط مساعد و مناسب برای بالندگی آنها استوار است. يکی از جاذبه های کشورمان ، وجود اقوام مختلف و تنوع فرهنگ ها و زبان هاست. موافقت با چاپ و نشر کتب به زبان محلی و دادن امکان انجام فعاليت مطبوعاتی به ترکمن ها نمود بارز اين سياست دولت است. هفته نامه ها و فصلنامه هايی که در منطقه چاپ می شود و ياپراق نيز يکی از آنهاست ، مروج فرهنگ ، زبان و ادبيات ترکمن ها هستند. ترويج فرهنگ های اقوام به وحدت ملی کمک می کند و برای شناسايی هويت فرهنگی و همزيستی مسالمت آميز تمامی اقوام در منطقه ـ که با شناخت صحيح از همديگر محقق می شود ـ شرايط خوبی را فراهم می آورد. مطبوعات در هر جامعه ی پيشرفته ، پديد آورنده ی بستر و زمينه‏ هاي لازم براي تعامل اقوام و فرهنگ‏هاي مختلف هستند.

جناب آقای آقای فرقانی. شما به عنوان سفير کشورمان در ترکمنستان ، در طول مدت مأموريت خود ، چه اولويت هايی را برای تقويت و توسعه ی مناسبات بين دو کشور در نظر گرفته ايد؟
من به واسطه ی تجربه هايی که در امور سياست خارجی دارم و به دليل تعلق خاطری که به اين منطقه ی جغرافيايی داشته و دارم و به لحاظ هم جواری ترکمنستان با استان های شمال شرق ايران ، افق روشني را برای گسترش روابط ايران و ترکمنستان در ماموريت جديدم ترسيم کرده ام و اميدوارم که خيلی خارج از توان من نباشد. دوست ندارم روی برنامه های کوتاه مدت فکر کنم.

بيش ترين تلاش من بر روی برنامه های دراز مدت خواهد بود. در سياست خارجی هر کشوری ، کشورهای همجوار در رأس توجه قرار می گيرند و ترکمنستان نيز از جمله ی اين کشورهاست. اصول برنامه های من بر اقتصاد و فرهنگ استوار است. چون در امور سياسی ، ما هيچ مشکلی با ترکمنستان نداريم. مرزهای ما مرزهای دوستی و برادری است. سياست بيطرفی دولت ترکمنستان سياستی مثبت است و به همين خاطر ، اين کشور در هيچ يک از پيمان های نظامی منطقه ای عضويت ندارد و به عنوان کشوری کاملاً بيطرف در سازمان ملل متحد شناخته شده است. بنابر اين در بين همسايگان ، ما هيچ مشکلی با ترکمنستان نداشته ايم و نداريم و در آينده نيز نخواهيم داشت. به همين دليل ، اين موضوع ما را ترغيب می کند که به سمت توسعه ی مناسبات فرهنگی و اقتصادی با اين کشور پيش برويم.

برنامه های اقتصادی از آن نظر حائز اهميت است که رشد و توسعه را فی نفسه به همراه دارد و می تواند اقتصاد دو کشور را تکميل تر نمايد و توسعه منطقه را در پی داشته باشد. به همين خاطر ، ما روابط اقتصادی خودمان را در اين چارچوب توسعه خواهيم داد. در کنار آن ، گسترش روابط فرهنگی نيز يکی از اولويت های برنامه ی من در طول اين مأموريت است. حدود هشتصد هزار ترکمن در کشورمان داريم و اين رقم ، تقريباً 20 درصد از کل جمعيت ترکمن های ترکمنستان است. طبيعتاً اشتراکات فراوانی بين ترکمن های دو طرف وجود دارد و اين اشتراکات ، پتانسيل و مزايای خوبی را برای ما فراهم می آورد تا ما بتوانيم مناسبات فرهنگی بين دو کشور را گسترش بدهيم. تحکيم بنيان های اشتراکات فرهنگی ، پايه های دوستی و برادری را مستحکم تر می کند. علقه ی فرهنگی بين دو کشور ، همچون روابط اقتصادی و سياسی نيست که تحت تأثير حوادث ، دچار تغيير و تحول شود. معرفت و شناخت اشتراکات فرهنگی باعث قوام و دوام دوستی ها ، برادری ها و تقويت تفاهم می شود. ما با ترکمنستان اشتراکات تاريخی و فرهنگی چندهزار ساله داريم. زمانی تمام اين منطقه و سرزمين ، تحت تأثير فرهنگ ايران قرار داشته و تا چندين سال پيش ، مرزی وجود نداشته است و خط و زبان فارسی زبان رايج اين منطقه بوده و بسياری از سخنوران ترکمن که در اين خطه می زيسته اند ، به زبان فارسی شعر می گفته اند و کتابت آنها به الفبای فارسی بوده است. تمامی نسخ خطی ديوان های شعر سخنوران و آثار علمی دانشمندان ترکمن بدون استثنا به الفبای فارسی بوده است. حتی بايرام خان ترکمن ديوان اشعاری به زبان فارسی داشته است. به عبارتی می توان گفت که فرهنگ اين خطه ، فرهنگی واحد بوده است. حتی در آثار باستانی ترکمنستان می توان بقايای هنر معماری و فرهنگی واحد را مشاهده نمود. بنابراين ، همه اين اشتراکات تاريخی و فرهنگی ، وظايف ما را در توسعه روابط فرهنگی سنگين می کند. چاپ کتب در زمينه های مختلف ادبی و فرهنگی بين دو کشور ، می تواند به توسعه روابط فرهنگی کمک نمايد. افزايش تردد بين اتباع دو کشور و ايجاد تسهيلات در صدور رواديد نيز در رأس توجهات قرار دارد. تا جايی که حتی جمهوری اسلامی ايران آماده است رواديد را برای تردد اتباع دو کشور لغو نمايد.

نکته ی مهمی که در توسعه ی روابط در هر زمينه ای حائز اهميت است ، خواست و اراده ی دو طرف است. اگر دولت ترکمنستان استقبال کند ، ما آماده ی گسترش همکاری ها در حيطه ی هنر ، ادبيات و فرهنگ هستم. ساخت فيلم های سينمايی مشترک ، برگزاری همايش های فرهنگی در خصوص شخصيت های بزرگ مشترک ، آموزش های فنی و حرفه ای و تربيت نيروی انسانی ، انجام تحقيقات علمی مشترک ، انجام کاوش ها و بازسازی آثار باستانی و حفظ ميراث فرهنگی ، همکاری و همفکری در ثبت آثار باستانی در سطح ملی و بين المللی می تواند زمينه های همکاری ها باشد. به عنوان مثال ، همچنان که می دانيد ، ثبت آثار باستانی در فهرست ميراث جهانی يونسکو ، پروسه ی بسيار پيچيده ای دارد. جمهوری اسلامی ايران در اين زمينه تجربيات ارزشمندی دارد که می تواند در اختيار ترکمنستان قرار دهد. همه ی اينها بستگی به استقبال و علاقه ی طرف مقابل ـ يعنی ترکمنستان ـ دارد. خوشبختانه رئيس جمهور جديد ترکمنستان آقای برديمحمدوف ضمن استقبال از توسعه ی روابط فرهنگی ، نسبت به اين امر تأکيد داشتند. دو کشور در برگزاری مشترک کنفرانس های بزرگداشت شخصيت های بزرگ ، تجربيات خوبی دارند. پيش از اين ، برخی از اين کنفرانس ها در باره ی شخصيت های بزرگی همچون ابوسعيد ابوالخير ، خواجه يوسف همدانی ، مختومقلی فراغی ، جارا... زمخشری در سطح بين المللی در ترکمنستان برگزار شده است. به اميد خدا بايستی تعداد برگزاری اين همايش ها را بيشتر نمائيم.

با نگاهی به جشنواره ها و هفته های فرهنگی جمهوری اسلامی ايران که هر سال در ترکمنستان برگزار شده ، متوجه می شويم که گروه های فرهنگی استان گلستان حضور کم رنگ تری داشته اند. واقعيت اين است که از پتانسيل فرهنگی ترکمن های ايران در برگزاری و اجرای اين نوع برنامه های فرهنگی کم تر استفاده شده است. گروه های موسيقی فعال در منطقه ی گنبد ، هر سال در جشنواره ی دهه ی فجر ، مقام های برتر را به خود اختصاص می دهند ، اما هيچ کدام از آنها تاکنون به منظور اجرای برنامه ، به ترکمنستان دعوت نشده اند و هر سال شاهد بوده ايم که گروه های موسيقی از جاهای ديگر دعوت شده اند. لازم می دانم اشاره نمايم که سبک موسيقی های محلی ترکمن های ايران با آن چه در ترکمنستان است ، تفاوت دارد و برای مخاطبان ترکمنستانی تازگی دارد. در بين ترکمن های ايران ، نوازندگان محلی نيز داريم که سبکی شبيه به شاهنامه خوانی دارند و به آنها «دسسان خوان» يا «دستان باغشی» می گويند. آنها داستان های منظوم و منثور ترکمنی همچون «شاه صنم ـ غريب» ، «زهره ـ طاهير» و غيره را برای مخاطبين شرح می دهند و اجرا می کنند. وقتی بين هنرمندان و نويسندگان و صاحبان ذوق ترکمنستانی حضور می يابيم ، غالباً اين سوال را مطرح می کنند که چرا از گروه های فرهنگی ترکمن های ايران برای اجرای برنامه ها دعوت نمی شود؟
فکر می کنم اين موضوع به عدم شناخت کافی از پتانسيل فرهنگی ترکمن های ايران بازمی گردد و نيت خاصی در بين نيست. لذا با توجه به آگاهی و شناختی که از توانايی های فرهنگی ترکمن های ايران دارم ، تلاش خواهم کرد هر چه بيش تر با دعوت از گروه های فرهنگی و هنری ترکمن ها به ترکمنستان ، از پتانسيل فرهنگی تراکمه استفاده نمائيم.

می خواهم از فرصت استفاده کنم و موضوعی را بيان نمايم. مرحوم نيازوف رئيس جمهور فقيد ترکمنستان در مجموعه اشعار خود به نام «بهار سرافرازی من» شعری با عنوان «ايران بيلن ترکمنستان» (يعنی: ايران و ترکمنستان) دارد. اين شعر تنها شعر وی در باره ی ديگر کشورهاست. يعنی آن مرحوم ، از بين کشورها ، تنها کشوری که در موردش شعر گفت ، ايران بود. در همه جای آن شعر ، موضوع پيشينه ی تاريخی و روابط خوب بين ترکمنستان و ايران به خوبی توصيف و از آن تمجيد شده است. اگر بپذيريم که شعر ، ضمير ناخودآگاه انسان است ، آن وقت به ارزش والايی که ترکمنستان برای ايران قائل است ، پی می بريم. به نظر من ، وقتی سطح والای روابط دو کشور ، دستمايه ی شعری بالاترين مقام ترکمنستان قرار می گيرد ، هيچ چيزی نمی تواند باعث ايجاد خلل در آن شود.
بله. قطعاٌ همين طور است. همه ی اين ها نشان می دهد که مقدمات و شرايط مساعد و مناسب برای توسعه بيش از پيش روابط فرهنگی بين دو کشور فراهم است.

در اين وضعيت ، آيا فکر نمی کنيد که توجه دولتمردان ما نسبت به ترکمنستان کمتر از توجه به ديگر کشورهاست؟ آيا فکر نمی کنيد بيش ترين توجه ی کشور ما به کشورهای اروپاست و از کشورهايی نظير ترکمنستان غفلت شده باشد؟
من با اين نظر موافق نيستم. توجهات همه جانبه به کشورهای همجوار از جمله ترکمنستان کم نبوده ، نيست و نمی تواند اين گونه نيز باشد. من مطمئنم که از سوی مقامات و مسئولين جمهوری اسلامی ايران توجه کافی و مناسب برای داشتن روابط همه جانبه در سطح عالی همواره مدنظر بوده و تلاش هايی هم صورت گرفته است. شايد توقعات و انتظارات بالاست که اين را هم من خوب می بينم که بايد برای رسيدن به آنها تلاش کرد

نطق ايجاب می کند که اين گونه نباشد ، اما در واقع به نظر می رسد که اين اتفاق افتاده. شايد دليل اين امر ، به خاطر اين باشد که دلمشغولی های مسئولين کشورمان تاکنون چيزهايی بوده که مربوط به کشورهای اروپايی بوده است.
نظام جمهوری اسلامی ايران در هر شرايطی کشورهای همجوار را از نظر دور نگه نمی دارد. مسلماً کشورمان در اين مدت ، بحران های زيادی را تجربه کرده و همه را با موفقيت و سربلندی پشت سر گذاشته است. اما دست و پنجه نرم کردن با آن بحران ها و مشکلات ، به معنای اين نبوده و نيست که نسبت به ترکمنستان بی تفاوت باشد. کشورهای همسايه برای هر کشوری در هر جای دنيا مهم است. اگر در کشوری مشکلی بروز نمايد ، قطعاً تبعات آن متوجه کشورهای همسايه می شود. به همين خاطر ، من با اين موافق نيستم که ترکمنستان به فراموشی سپرده شده يا نسبت به آن کم توجهی شده باشد. هيچ سياستمداری نيست که اصل ضرورت و اهميت توسعه ی روابط برادرانه با کشورهای همجوار مخصوصاً ترکمنستان را انکار نمايد. توسعه ی روابط اقتصادی ايران با ترکمنستان از همان سال های استقلال تاکنون ، رشد صعودی داشته است. اگر در آن اوايل ، حجم روابط تجاری ما حدود صد ميليون دلار بوده ، امروزه اين رقم تا دوازده الی سيزده برابر افزايش يافته و تقريباً هر سال 80 الی 90 درصد رشد داشته است. هم اکنون حجم روابط تجاری ما با ترکمنستان يک ميليارد و دويست ميليون دلار است. در اوايل استقلال ترکمنستان ، شاخص روابط تجاری به نفع کشورمان بود و حجم صادرات ما به اين کشور ، بيش تر از واردات از آن کشور بود ، اما اکنون دقيقاً عکس اين موضوع اتفاق افتاده است. به عبارت ديگر ، از اين يک ميليارد و دويست ميليون دلاری که حجم روابط تجاری بين دو کشور است ، بيش از يک ميليارد دلار واردات از ترکمنستان داريم. تراز تجاری ما ، در حقيقت 5 برابر به نفع ترکمنستان است. علي رغم اين که ما به لحاظ داشتن ذخاير گازی ، دومين کشور جهان و از نظر نفت نيز سومين کشور بزرگ صادر کننده ی نفت دنيا هستيم ، گاز و فراورده های نفت توليد ترکمنستان را می خريم. همه ی اينها به منظور توسعه ی روابط تجاری با ترکمنستان صورت می گيرد. ترکمنستان هر چه قدر بتواند گاز ، نفت و مشتقات آنها را توليد نمايد ، ايران حاضر به خريد آنهاست. با توجه به اين مطلب ، من فکر نمی کنم که ايران نسبت به کشور همجوارش ترکمنستان غفلت کرده باشد. البته من منکر اين نيز نيستم که در برهه ای از زمان ، روابط بين دو کشور ، در بالاترين سطح بوده و اين روابط در برهه های مختلف ، نوسان داشته است. اين به مقتضيات زمان برمی گردد و اين موضوع نبايد ملاک قضاوت ما قرار گيرد. ترکمنستان و ديگر کشورهای آسيای مرکزی در سال های ابتدای استقلال ، به خاطر جديد بودن پديده ی فروپاشی شوروی و فرو نشستن ديوارها از اطراف اين جمهوری ها ، به عنوان کشورهای جديد ، در جهان مطرح شدند و به همين خاطر نگاه همه ی دنيا به آسيای مرکزی بود و کنجکاو بودند و می خواستند بدانند که اين کشورهای تازه استقلال يافته ، چه بوده اند و چه رويه ای دارند. توجه ی همه ی کشورهای جهان معطوف به اين کشورها بود و طبيعی است که ايران نيز به خاطر همجواری با اين کشورها ، بيشترين توجه را به اين کشورها می نمود. اما پس از گذشت چند سال و محکم شدن پايه های استقلال و تثبيت آرامش و ثبات در اين کشورها ، رفته رفته همه چيز به روال عادی خود بازگشت. پس نمی توان سطح توجهات کشورمان به ترکمنستان در اوايل استقلال را با امروز مقايسه کرد. اين توجهات به قوت خود باقی است ، اما نوع اين توجه ، در مقايسه با ابتدای استقلال ، روال عادی و طبيعی را به خود گرفته است.

به نظر شما چرا در بين بازرگانان و تاجران ايرانی در ترکمنستان ، تعداد ترکمن های ايران بسيار اندک است؟
ترکمن های ايران متأسفانه تجربه ی تجارت خارجی کمی دارند. استان گلستان به خاطر داشتن زمين های حاصل خيز و طبيعت جغرافيايی مناسب ، شغل اغلب ترکمن های ايران ، کشاورزی بوده و هست ، بيش تر توليد کننده ی محصولات کشاورزی هستند و کم تر به تجارت ـ آن هم در گستره ی تجارت خارجی ـ مشغول بوده اند. آنها هم که تجارت می کرده اند ، بيشتر تاجران محلی و منطقه ای بوده اند و توليدات استان را خريداری می کرده و به ديگر مناطق می فرستاده اند. وضعيت استان خراسان با استان گلستان فرق دارد. مردم استان خراسان از قديم الايام غالباً تجارت می کرده اند. بنابراين ، پائين بودن تعداد تاجران ترکمن های ايران در مقايسه با تاجران غيرترکمن در ترکمنستان شايد طبيعی باشد. تجارت آن هم با ديگر کشورها غالباً در جايی رونق می يابد که زمينه ی توليدی کم باشد. علي رغم اين موضوع ، ما اميدواريم در آينده ، تاجران ترکمن و غيرترکمن از استان گلستان نيز با تأسيس شرکت ها ، روابط تجاری خود را با ترکمنستان تقويت نمايند و با ورود به اين عرصه ، رفته رفته حضور پر رنگ تری در روابط تجاری و اقتصادی با ترکمنستان داشته باشند.

برای آخرين سوال ؛ جناب آقای سفير! شما اگر بخواهيد در قالب کلمات ، «ترکمن» را تعريف کنيد ، چه می گوييد؟
قلب ترکمن ها مثل آسمان ، صاف است. مردمی هستند کاملاً بی آلايش ، بسيار مهربان و به دور از هر گونه پيچيدگی

من از طرف تمامی ترکمن های ايران ، ضمن افتخار به انتخاب و انتصاب شايسته و بايسته ی شما به سمت سفير جمهوری اسلامی ايران در ترکمنستان ، برای شما و خانواده ی محترم شما سلامتی و بهروزی آرزومندم و به درگاه خداوند متعال دعا می کنم در برنامه ها و نيات خوبی که برای توسعه ی مناسبات بين دو کشور داريد ، موفق و سربلند باشيد.
من هم از شما تشکر می کنم و برای مجله ی خوب و وزين ياپراق آرزوی توفيق دارم.

گفتگو از: یوسف قوجق
مدیر مسئول فصلنامع یاپراق

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:12  توسط   | 

پيشينه ي پرداختن به موضوع "ايران" در كتاب هاي چاپ تركمنستان

 

سردار آتايف (ايران شناس)

ترجمه ي: ي. حق جو (يوسف قوجق)

 

بر كسي پوشيده نيست كه تا قبل از فروپاشي اتحاد شوروي ، حاكمين آنجا بر اساس ايدئولوژي حاكم بر آن كشور چهره ي تاريكي از ايران و ايرانيان بر اذهان مردم جمهوري هاي همسايه القاء مي كرده اند. يكي از اين شيوه هاي سوء تبليغ ، چاپ كتاب ها در باره ي ايران و ايرانيان بوده است. سوء تبليغ به گونه اي بوده كه مردم اين كشورهاي همجوار شمالي ، تا پيش از كسب استقلال فكر مي كرده اند هنوز هم شيوه ي ملوك الطوايفي و ارباب رعيتي در ايران حاكم است.

            با كسب استقلال و برقراري ارتباطات در تمامي زمينه ها بين اين كشورها و كشورمان ايران ، واهي بودن آن تبليغات سوء بر مردم اين كشورها مشخص گشت و اين امر در كتاب هايي كه در سال هاي پس از استقلال در اين كشورها در باره ي ايران و مردم عزيزمان به چاپ رسيد ، جايگاه مناسب خود را پيدا نمود.

            نويسنده ي اين مقاله كه يكي از محققين و ايرانشناسان تركمنستان مي باشد ، در اين مقاله سعي كرده است هر چند به اختصار ، نمايي كلي از موضوعات كتاب هايي را كه در دوره هاي مختلف تاريخي در تركمنستان چاپ و منتشر شده است ، بشناساند.

 

كتاب هايي را كه در تركمنستان در باره ي روابط تركمنستان و ايران انتشار يافته است ، از نظر زماني  مي توان به سه دوره تقسيم نمود :

دوره ي اول: زمان توتاليتر شوروي (سال هاي 1925 - 1985 ميلادي).

دوره ي دوم: دوره ي آزادي بيان ، پروسترويكا و زمان استقلال (سال هاي 1985-1995).

دوره ي سوم: دوره ي پس از كسب مواضع بي طرفي تركمنستان (سال هاي 1995-2005).

            دوره ي اول:

            كتاب هايي كه در زمان توتاليتر شوروي در تركمنستان ، در اتحاد جماهير شوروي و خارج از آن چاپ مي شده ، مروج ايده هاي كمونيستي بوده است. اين كتاب ها دربردارنده ي موضوعاتي همچون : ايجاد سوسياليزم در كشورهاي آسيا ،جنبش هاي ملي و آزادي عليه استعمار ، تاريخ افكار اجتماعي مشرق زمين ، از هم پاشيدگي سيستم استعمارگري امپرياليزم و روش هاي كمك به كشورهاي مستقل ، ساختار سوسياليزم در كشورهاي دموكراسي مردمي ، سياست امپراليزم در شرق ، مقابله ي دو قطب و روش هاي كمك دادن به كشورهاي ضعيف و غيره است .

            يكي از كتاب هايي كه در اين دوره در تركمنستان درباره ي روابط تركمنستان و ايران منتشر شده است ، «پشت كؤپتداغ» اثر نويسنده و ديپلمات تركمن «قليچ قلي اف» است. اين كتاب در سال 1956 ميلادي چاپ شده است. قلي اف كه ديپلمات دوره ي شوروي بود ، به دليل محدوديت هاي آن دوره ، مطالب خود را با عنوان «پشت كؤپتداغ» و با اسم مستعار «گ. قول بورونف» در نشريه ي «سووت ادبياتي» (ادبيات شوروي) به سال 1952 شماره هاي 2 ، 8 و 7 به چاپ رسانده است كه بعدها اين مطالب به شكل كتاب منتشر شده است.

            وي به مدت 6 سال در شهر گرگان به عنوان كنسول شوروي فعاليت نموده و به همين خاطر توانسته است وقايع سياسي را كه در تركمن صحرا رخ داده بود ، بيان نمايد. در اين كتاب ، بخشي از چگونگي تحكيم ايدئولوژي كمونيستي در تركمن صحرا بيان شده است. در پشت كؤپتداغ آمده است كه يكي از نمايندگان حزب خلق ايران به نام «علي سيروس» براي تقويت حركات انقلابي عليه رضا شاه پهلوي در تركمن صحرا ، سعي مي كند تركمن هاي آن منطقه را به پاخيزاند. در آن جا يك تركمن به نام«كيمير» به او كمك هاي زيادي مي كند. استاندار آن منطقه به نام «احمدي» با استفاده از ثروتمندان آن ناحيه ، براي آنها موانعي ايجاد مي كند.

 حركات كمونيستي در تركمن صحرا تا سال 1945 ميلادي تا زمان خروج ارتش شوروي از ايران ادامه يافته است. شعار اصلي تركمن ها «زنده باد ايران آزاد» ، «زنده باد دوستي ايران و شوروي» بوده است. مؤلف اين كتاب در زمان نگارش ، از كتاب «دشت خونين» كه در آن زمان در ايران منتشر شده ، استفاده كرده است.

            علاوه بر اين ، از بين شاعران تركمنستاني شاعراني همچون « ش. بورجاك اف »(با اثر «ساحل دوستي» / عشق آباد 1967) و «آ. آتاجانف » (با اثر «دفتر تهران» /عشق آباد 1968) نيز در اين ميان نمايان هستند .

            در قسمت دوم مجموعه اشعار «ساحل دوستي» شعري آمده است مبني بر اين كه پادشاه ايران، فتحعلي شاه سعي كرده است جزيره ي «چلكن» را در درياي خزر به خود اختصاص دهد؛ در اين جا دو بيت از اين شعر را براي نمونه مي آوريم:

            بو ير منگكي ، پارسينگكي دييپ ،

            نا حق توتيانگ سن دعواني

            اگر سنينگ آتا بابانگ

            دامان بولسا گويبك قاني

 

            او دونياده شو آدادان

            بولماليدير اولانگ اوقري

            اما بيزه تاپان دألديريس

            پارس گؤمولن بيرجه قبوري

           

در مجموعه اشعار آتا آتاجانف  با عنوان  «دفتر تهران» كه در هنگام سفر به ايران سروده شده است ؛ اشعاري با عناوين «كؤچه ده بولان گپله شيك» (گفتگو در كوچه) ، «ايش سيز اوستانينگ آهي» (ناله ي صنعتگر بي كار) ، «آدام بيلن ايت» (انسان و سگ) ، «شاهرضان گؤزلي» (زيباي شاهرضا) ، «آچ قارداش گوزونگي» (چشمانت را باز كن برادر) ، «بير قولچا سويت» (يك كوزه شير) ، «قيرميلدان قير آشار». در اين اشعار ، زندگي مردم ايران مطرح شده و موضوعات تلخ و شيرين با همديگر به شكل تلفيقي ذكر مي گردد.

تعداد آنهايي كه در مقالات تاريخي ، ايدئولوژي كمونيستي را مطرح نموده اند ، كم نيستند. به عنوان مثال مي شود به كارهاي علمي و كتاب هاي نخستين شرق شناس «خ. آتايف»اشاره نمود. آن كارها شامل پايان نامه ي وي با عنوان «روابط تركمن هاي ساحل درياي خزر با روسيه در قرن 19» (سال 1961) ، «حركات آزادي خواهانه ي تركمن هاي ايران در سال هاي 1917-1925»  (سال 1970) ، «سياست امپرياليست هاي انگليس و آلمان در نيمه ي دوم قرن 19 و در نيمه ي اول قرن 20 ، مبارزه در مورد آزادي مردم ساكن در شمال شرق ايران» (سال 1977) ، كار تحقيقاتي با عنوان «ايجاد و توسعه ي روابط بازرگاني بين ايران و شوروي در سال هاي 1917-1937» (به قلم  "م. آيدوغديف" به سال سال 1974) ، «تركمنستان در اواخر قرن 15 و در نيمه ي اول قرن 16» (به قلم "اوراز پولاد اكايف "سال 1976) اشاره كرد.در اين آثار ، ايدئولوژي مذكور مطرح گرديده است.

نويسندگان تركمن، اين ايدئولوژي را از طريق آثار ادبي نيز بيان نموده اند. در اين رابطه مي توان به منظومه ي تاريخي «آباسردار» سروده ي«آ. حيدروف»  كه در سال 1960 ميلادي به چاپ رسيده است و نيز داستان «شوكور باخشي» نوشته ي « ن. ساريخانف » اشاره نمود.

در اين مجال ،مايلم توجه خوانندگان را به كتاب «شوكور باخشي» جلب نمايم. در اين كتاب ، عدالت ، ناموس و خرد تركمن ها را مي شود مشاهده نمود. واقعه اي كه در اين داستان مطرح است ، در سال 1871 در منطقه ي «دوشاك» (واقع در مرز ايران و تركمنستان) رخ داده است. قهرمان اين كتاب به نام «شوكور باخشي» وقتي وارد روستاي خود مي گردد ، از همسر بردارش «دورسون» مطلع مي شود كه ايراني ها برادر او« بردي» را به اسارت گرفته اند. او غمگين مي شود و دوتار خود را به دست گرفته و شروع به نواختن آهنگ هاي غمگين مي نمايد. روستاييان با شنيدن اين خبر كه نوازنده ي روستايشان «شوكور باخشي» به روستا بازگشته ، به منزل او مي آيند. خان آن روستا به نام« چابيك خان» قصد دارد از فرصت استفاده نمايد و موضوع به اسارت گرفته شدن برادر شوكورباخشي را براي غارتگري استفاده نمايد. شوكور به اين موضوع پي مي برد و تصميم مي گيرد دوتار به دست ، از مرز عبور نمايد و پيش خان ايران رفته و با مذاكره با او ، مسأله را به شكل صلح آميز حل نمايد. وي بالاخره به نزد خان ايران رفته و ضمن مسابقه با نوازنده ي او (به نام غلام) ، بر او پيروز مي شود و برادر خود را آزاد نموده و به زادگاه خود بازمي گردد.

دوره ي دوم:

دوره ي دوم مربوط به دوره ي آزادي بيان ، پروسترويكا و استقلال تركمنستان است (1995-1985). مضامين كتاب هايي كه در اين دوره به چاپ رسيده ، موضوعات مربوط به دموكراسي را در بر مي گيرد. در آستانه ي فروپاشي شوروي ، آزادي بيان ، پروسترويكا و فعاليت هاي آزادي خواهي و ملي، شديد مي شود. در همين راستا جنبش هايي با محوريت ملي گرايي و آزادي و جنگ هايي كه در تاريخ در اين باره رخ مي دهد ، به شكلي جديد در مقالات علمي اين دوره مطرح مي شود. در اين رابطه مي توان به اين آثار اشاره نمود: «جايگاه منابع فارسي در مطالعات تاريخ وضعيت اجتماعي و اقتصادي خراسان در قرون 14-13» اثر «خطيبي صفر» پايان نامه ي «او.ك. آتايف» در سال 1985 با عنوان «مبارزه ي آباسردار عليه خاندان صفوي در ايران» ، مقالات علمي «س.د. آتايف» (1983) با عنوان «مبارزه عليه خاندان افشار در ايران» ، «م.ك. خوجاقليوف» (1994) با عنوان «مبارزه عليه خاندان قاجار در ايران» و مقاله ي «م. صفروف» (سال 1990) با عنوان «مبارزه عليه خاندان پهلوي در ايران» ،همچنين كتاب هاي «م. آيدوغديف» با عنوان «تركمن هاي ايران در سال هاي 70-1960» و «هم وطنانمان در آن سوي مرز» (سال 1992) و نيز كتاب هاي علمي «آ. مردوف» با عنوان «ندير شاه حقيندا حلق روايت لاري» (روايت هاي مردمي در باره ي نادرشاه) (1992) و كتاب «گورگن جلگه لرينده» (در جلگه هاي گرگان) (1992) ، كتاب «خ. آتايف» با عنوان «20نجي عصرينگ 80-30 نجي ييل لاريندا ايران توركمنلري» (تركمن هاي ايران در سال هاي 30 الي 80 از قرن 20) (سال 1992) و كتاب «1917-1927 ييل لاردا سووت ايران سياسي و سؤودا ـ اقتصادي قاتناشيق لاري» (روابط سياسي ، بازرگاني و اقتصادي شوروي و ايران در سال هاي 1917-1927) (سال 1994) و نيز كتاب نگارنده (س.ك. آتايف) با عنوان «ايران بلوچ لارينينگ سوتسيال ، اقتصادي و سياسي ياغدايي» (وضعيت اجتماعي ، اقتصادي و سياسي بلوچ هاي ايران) (سال 1993).

در آن دوره ، نويسندگان تركمن كتاب هاي خود را با روحيه ي ملي نگاشته اند كه از جمله آنها مي توان به كتاب «آو قاوشودوف» با عنوان «دؤردپل» (1990) ، «ت. جوماگلديف» با عنوان «قارا ييلديريم» (1989) و «مرودن مكگه چنلي» (از مرو تا مكه) (سال 1994) اشاره نمود.

در داستان «آو قاوشودوف» با عنوان «دؤردپل» (1990)به روابط ايرانيان و تركمن ها توجه شده است. موضوع داستان اين است كه جواني به نام «دوردي» با كمك اسب خود به نام «دوردپل» ، از زنداني مي گريزد و خاني به نام «حسن علي» براي پيدا كردن اسب ، جايزه اي بزرگ تعيين مي كند. فردي به نام «علي بگ» به حسن علي خان قول مي دهد كه اسب را پيدا نموده و بازگرداند. حسن علي قصد داشته اين اسب را به شاه ايران، ناصرالدين شاه، هديه نمايد. او براي پس گرفتن اسب ، علي بگ را به گؤك تپه مي فرستد و... .

در «قارا ييلديريم»، اثر «ت. جوماگلديف» كه در نيمه ي اول قرن 18 مي گذرد ، عشرت (جوان تركمن) كه در زندان ايران به سر مي برد ، با نادرشاه مسابقه داده و بر او غلبه مي يابد.

ت. جوماگلديف در كتاب خود به نام «از مرو تا مكه» آورده است كه در دوره ي حكومت صفوي ، طوايف تركمن به نام هاي « شاملو»، « روملو» ، «اوستاجلو» ، « تكه اي » ، «افشار» ، « قاجار» ، «ذوالقدر» ، «آصيرلي» ، « قره داغلي» ، « تركمنلي» ، « قزاقلي» ،« باي بوردلي» ، « بيات» و « طالش» جزو قزلباش ها شدند. به اين ترتيب مي توان گفت كه بخشي از تركمن ها در رديف قزلباش ها قرار گرفتند. اين دوره تأثير مثبت خود را براي بهبود روابط تركمن ها و ايرانيان گذارده است. در آثار تاريخي پژوهش گران  تركمن آمده است كه تركمن ها در مقابل شاهان ايران مبارزه نموده اند. مردم ايران پس از مبارزات زياد ، بالأخره در سال 1979 به حكومت 2500 ساله ي پادشاهي ايران خاتمه دادند و از همان سال به بعد ، روابط تركمنستان و ايران به سطح خوبي ارتقا يافت.

دوره ي سوم:

در دوره ي بي طرفي تركمنستان ، روابط تركمنستان و ايران به جايگاه رفيعي رسيده است. سطح اين روابط در آثاري كه پس از سال هاي استقلال در تركمنستان و پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ، در تركمنستان به چاپ مي رسد ، قابل مشاهده است. به طور مثال آثار تاريخي «آ. دورديف» با عنوان «كيمير كؤر» (1995) و« ق. نورباتف» با عنوان «ايران توركمن لرينينگ ادبي دورموشي» (وضعيت ادبي تركمن هاي ايران) (1997) به خوبي بيانگر اين موضوع است.

روابط فرهنگي و علمي بين تركمنستان و ايران در حال توسعه است. فعاليت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در تركمنستان نيز نمونه اي از اين ارتقاى روابط فرهنگي است. آثاري كه از سوي اين مركز فرهنگي به قلم مشترك پژوهش گران  ايران و تركمنستان به چاپ مي رسد ، شايسته ى تقدير است.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:11  توسط   |